آموزش بازاریابی محتوا با قصه گویی با 12 معیار!

آموزش بازاریابی محتوا

آموزش بازاریابی محتوا را باید از کجا شروع کنیم؟ چطور آموزش بازاریابی محتوا میتواند منجر به جذب مشتریان زیاد و افزایش فروش چشمگیر شود؟ آموزش بازاریابی محتوا چطور میتواند ما را گمراه کند و به جای افزایش درآمد وقت ما را تلف کند؟

اگر شغل شما به نوعی به بازاریابی مربوط است یا کارآفرینی میکنید و میخواهید استارت آپ موفقی داشتده باشید یا حتی اگر میخواهید بهترین راه های افزایش درآمد برای فروشگاه اینترنتی را یاد بگیرید، یک بار برای همیشه پرونده ” آموزش بازاریابی تولید محتوا ” را ببندید، تا آخر این مقاله همراه ما بمانید تا از نکاتی که با هم در میان میگذاریم، شگفت زده شوید!

 

همچنین آموزش بازاریابی محتوا بخشی از آموزش تولید محتوا و البته آموزش دیجیتال مارکتینگ است. از طرف دیگر، شاید بخواهیم در دنیای وب و با اسفاده از جستجوی گوگل مخاطبانی را جذب و سپس آن‌ها را تبدیل به مشتری کنیم که لازمه آن آموزش سئو است.

 

همچنین آموزش بازاریابی محتوا به نوعی به فروش و تبلیغنویسی (کپی رایتینگ) مربوط میشود که فقط کافی است سه گانه فوق العاده ب‌م‌م یعنی آموزش فن بیان برای یادگیری نکات مربوط به شیوا سخن گفتن و جذاب نوشتن، آموزش فروش برای تکنیک‌های متقاعدسازی و در نهایت آموزش تبلیغات برای نحوه جذب مخاطب را مطالعه نمایید تا بتوانید از این مقاله بیشترین استفاده را ببرید.

 

اگر به دنبال آموزش بازاریابی محتوا در دنیای وب هستید به شما توصیه میکنیم که حتما آموزش سئو محلی برای جذب مشتری در منطقه خود، آموزش سئو خارجی و بک لینک با کوتاه کننده لینک برای ارتقای سریع در نتایج گوگل و آموزش سئو فنی برای افزایش نرخ تبدیل را مشاهده نمایید.

 

 

 

بازاریابی محتوا

 

 

 

آموزش بازاریابی محتوا چیست؟

چه انتظاری باید از آموزش بازاریابی محتوا داشته باشیم؟ آیا ارزش وقت گذاشتن دارد؟ چقدر به زمان، انرژی و حتی هزینه تومانی نیاز دارد و سوالاتی مشابه به همین موارد.

به طور خلاصه شاید هیچ چیز در مسیر یادگیری مهمتر از این نباشد که بدانیم بعد از یادگیری کامل و به کار بردن تکنیک‌های بازاریابی محتوایی چه اتفاقی برای کسب و کار ما می‌افتد و میزان بازگشت سرمایه آن (ROI) آن چقدر است؟

 

 

با همه این تفاسیر و مقدمه چینی‌ها بیایید قبل از بررسی تکنیک‌ها و روش‌ها، همراه هم آموزش بازاریابی محتوایی را بررسی نماییم:

آموزش بازاریابی محتوا از دید ما، همراه کردن مخاطب با قصه ما و مجاب کردن او برای اقدام مورد نظر ما است.

 

 

 

تعریف ما برای آموزش بازاریابی محتوایی شامل سه بخش است:

  1. از جنس قصه است.
  2. کاربر را همراه ما نگه دارد.
  3. باید مجاب کننده باشد.

که باید با هم آن را بررسی نماییم.

 

 

 

دقت نمایید که برای اینکه بتوانیم این 3 مورد را پیاده کنیم و بهترین نتیجه را از آموزش بازاریابی محتوا ببریم، لازم است تجهیزات تولید محتوا مثل میکروفون یا تجهیزات نورپردازی خوبی برای خود تهیه کنیم تا به خصوص در محتواهای ویدیویی و صوتی بتوانیم به موفقیت بیشتری دست پیدا کنیم.

 

 

 

آموزش هوش هیجانی

 

 

 

بازاریابی محتوا از جنس گفتن قصه است!

آموزش بازاریابی محتوا از جنس آموزش قصه گفتن است. ما باید بتوانیم برای مخاطبمان قصه‌گویی کنیم، باید بتوانیم با استفاده از جادوی کلمات ذهن مخاطب را تسخیر و او را سرگرم کنیم. قصه ما باید مخاطبمان را غافلگیر کند، باید بخواهد وقتش را با داستان ما بگذراند، باید کانتنت ما اولیت باشد!

این جمله‌ی کلیشه‌ای را باید در تک تک مراحل بازاریابی محتوا و کلا در دنیای کسبوکار سر لوحه کارمان قرار دهیم:

در دنیای روابط تجاری احتمالا هیچ فردی علاقه‌ای به رفتار، مطابق میل دیگری ندارد بلکه فقط نیازهای خود را در اولویت قرار میدهد!

 

 

 

جمله بالا که به نظر بدیهی می‌آید بزرگترین چالش تولیدکنندگان محتوا، بازاریابان و حتی تبلیغنویسان حتی پر مدعا است.

یک لحظه به این جملات فکر کنید و ببینید واقعا این جملات را تحت عنوان آموزش بازاریابی محتوا به ما قالب کرده‌اند یا خیر:

  • با اعتماد به نفس زیاد محصول و خدماتت را معرفی کن و بگو این بهترین است اگر نخری فرصت را از دست داده‌ای!
  • بگو ما تنها راه حل مشکل تو هستیم.
  • مزیت رقابتی (USP) حدمات، محصول و آموزشت را فریاد بزن.
  • بگو چرا از دیگران بهتری.

 

 

کنترل خشم

 

 

 

همه ما با این مزخرفاتی که تحت عنوان آموزش تولید محتوا، مدرسان کتابی (پاراگراف بعدی با رنگ زرد و بکگراند مشکی) تفت میدهند، آشنا هستیم و در پس ذهنمان میدانیم که واقعا مزیت ما برای کسی مهم نیست.

 

مدرس کتابی: مدرسانی که کمتر از 10 کتاب در یک زمینه خوانده و بدون تفکر، تعقل و تجربه همان مطالب را به صورت ناقص درس میدهند و ثلا سرچ کرده اند بهترین کتاب بازاریابی محتوا و 4 تا کتاب از جو پولیتزی (+) خوانده‌اند و همان چیزهایی که شاید زیاد هم به مخاطب ایرانی ربطی ندارد را ناقص بازگو میکنند.

 

 

 

حال جدیدا مد شده است که بازاریابان و به خصوص کسانی که در حوزه آموزش بازاریابی محتوا فعالیت میکنند، میگویند نه از مزیت‌های خودت، محصول یا خدماتت نگو و به جای آن بگو چه نفعی برای کاربر دارد. جالب اینجاست زمانی که این چیز بدیهی را میگویند فکر میکنند بزرگترین راز بشریت را فاش میکنند.

اما چرا میگوییم گفتن اینکه ما میتوانیم فلان چالش تو را حل کنیم و یا چنین لذتی را به تو بدهیم، بیفایده است:

  1. تحمل: مردم نه حوصله این مزخرفات را دارند و نه تحمل دارند گوش بدهند که محصول یا خدمات لعنتی ما چه دردی را از آن‌ها دوا میکند. مردم از وبگردی میخواهند اذت ببرند، نه اینکه حالا به فکر درد و بد بختی خود با این آموزش بازاریابی محتوا به درد نخور بیافتند.
  2. دستان زیاد: چرا فکر میکنیم که رقبای ما احمق تشریف دارند؟ انقدر در حوزه‌ای دست زیاد شده و همه این افراد میدانند که باید از دید مخاطب سخن بگویند که دیگر این چیزها جواب نمیدهد! این باعث شده هر فردی هم که از جستجوی دیجیتالی، رفع چالش و رسیدن به یک لذت را بخواهد، با چنان انبوه سایت‌ها، پیج‌ها و… رو به رو میشود که شانس ما با این روش‌های بازاریابی محتوا کوتاه‌تر از… است!
  3. زیر بار: پیش فرض اکثریت مطلق افراد این است که زندگی من چالشی ندارد و ار هم داشته باشد دوای آن پیش کسی نیست و به خصوص در دنیای دیجیتال اینطور در ذهن اکثرت جا افتاده است که فرد تبلیغاتچی که از محصولی تعریف میکند، میخواهد یک چیزی به من بیاندازد!

 

داستان چالش این خزعبلاتی که تحت عنوان آموزش بازاریابی محتوا به ما میخواهند بیاندازند به این سه مورد ختم نمیشود و اگر خوب فکر کنیم دلایل بسیار زیادی به ذهنمان میرسد که چرا دیگر این روش‌ها جواب نیست و باید کارهای اساسی‌تری انجام داد!

 

 

 

کوکی چیست

 

 

پس یکبار برای همیشه این پنبه را از گوشمان در بیاوریم و به هر کسی که ادعا کرد متخصص کانتنت مارکتینگ است، اعتماد کنیم چرا که وقت، سرمایه و انگیزه برای کار کردنمان با این توصیه‌های بی استفاده از دستمان میرود و در نهایت باعث ضربه خوردن ما از ناحیه عزت نفس میشود!

 

خب در اینجا باید بگوییم که حالا راه حل چیست؟

احتمالا درست حدس زدید، قصه گفتن!

 

 

همه ما دوست داریم قصه دیگران را بشنویم، دوست داریم سرگرم شویم، دوست داریم با شنیدن قصه دیگران حرفی برای گفتن داشته باشیم، حتی دوست دارم قصه‌ها را برای دوستان و خانواده خود بازگو کنیم. بخش زیادی از آموزش بازاریابی محتوا، آموزش قصه گفتن است!

 

نمیخواهم در اینجا بگویم برای اینکه از آموزش بازاریابی محتوا نتیجه بگیرید، رمان بگویید، تدریس خلاق را بشناسید یا بروید آموزش نوشتن کتاب بخوانید، منظور این است که حتی در یک ریلز یک دقیقه‌ای سعی کنید داستانی بگویید و در دل آن داستان کاربر را قانع کنید.

 

مثلا فرض کنید میخواهیم با استفاده از بازاریابی محتوایی در یک دقیقه یا یک مقاله بگوییم آموزش امنیت وردپرس ما ایده آل است، 3 استراتژی تولید محتوا مختلف (که بیشتر استفاده میشود) بر اساس آموزش بازاریابی محتوا داریم:

  1. بگوییم آموزش ما بینظیر است، ما قدیمی ترین هستیم، این همه دانشجو داشتیم و مواردی که به نوعی میگوید ما بهترینینم.
  2. ترس‌ها و چالش‌های هک شدن را یادآوری کنیم و دلایل اهمیت امنیت در دنیای دیجیتال را بگوییم.
  3. قصه بگوییم. مثلا از داستان مالت را سفت بچسب مردم را دزد نکن یک داستان برای مخاطب بگوییم!

 

 

مردم قصه دوست دارند، مردم سرگرمی دوست دارند، نه یادآوری ترس‌ها یا حتی مجبور شدن به انتخاب کردن!

 

 

 

هاست

 

 

نحوه قصه گویی برای آوزش بازاریابی محتوا

قطعا وقتی در آموزش بازاریابی مجتوایی حرف از قصه گفتن میزنیم منظورمان گفتن قصه‌های در گوشی حمام زنانه یا اسخر مردانه نیست! منظورمان چیزی است که به افزایش فروش ما کمک کند.

 

ما حق نداریم هیچ چیز غیر مرتبط با چیزی که به درآمد ما منجر میشود ازش داستان بسازیم، حق نداریم بی دلیل از هر چیزی که خوشمان آمد در رسانه اجتماعی مثل اینستاگرام (چه پست، چه استوری و چه ریلز)، یوتیوب، آپارات، روبیکا و… یا مسنجرهایی مثل تلگرام، واتساپ و… یا حتی در وبسایت خود بگذاریم. این اسمش بازاریابی محتوا نیست!

 

 

وقتی میگوییم آموزش بازاریابی محتوا، همان قصه گویی است، منظر قصه و داستانی است که ویژگی‌های زیر را داشته باشد:

 

  1. هدفمند: یعنی به منظور کمک به افزایش فروش، گرفتن ایمیل برای ایمیل مارکتینگ، گرفتن شماره تماس برای فروش تلفنی، کمک به پرسونال برندینگ ما و موارد اینچنینی تولید و در اختیار مخاطب قرار گیرد. هدف کمدی لازمه آموزش بازاریابی محتوا است!
  2. مناسب پرسونا: انقدر در بخش بازاریابی حرف از پرسونا و مخاطب هدف زده ایم که زبانمان مو درآورده. همین قدر بگوییم که در آموزش بازاریابی محتوا ببینید سن، جنسیت، جایگاه اجتماعی، درآمد و… مخاطبان هدفتان چگونه است و سپس بر اساس این موارد شروع به ساخت و پرداخت قصه با هدف کانتنت مارکتینگ نمایید.
  3. برنامه: خیلی از افراد برای قصه گویی برنامه‌ای ندارند و فقط میخواهند بگویند این را هم انجام دادم! اما این اشتباه است. اگر قصد دارید واقعا به یک نتیجه مطلوب برسید باید با آموزش برنامه ریزی برای قصه گویی با هدف یادگیری آموزش بازاریابی محتوا، برنامه درست و حسابی داشته باشید!
  4. زمان: همانطوری که قطعا همه ما با گوشت و پوست خود لمس کرده‌ایم، هیچ فردی حوصله و طاقت شنیدن قصه‌های خسته کننده را ندارد، همه از قصه‌های وقتگیر که سر و تهش معلوم نیست فراری هستند. باید با آموزش مدیریت زمان، بتوانیم زمان خود را در بازاریابی محتوا مدیریت کنیم تا در کمترین زمان بهترین نتیجه را بگیریم و افراد زیادی ما را دنبال کنند.شغل خانگی
  5. استراتژی: اصلا باید پنبه موفقیت در آموزش بازاریابی محتوا را از گوشمان بیرون بیاوریم! اگر میخواهیم مشتری جذب کنیم و کاری کنیم افراد قانع شوند و به ما اعتماد کنند، باید برای تولید، طراحی و گفتن قصه‌ها، استراتژی تولید محتوا مدونی داشته باشیم. همین الان استراتژی سئو را مطالعه نمایید.
  6. متناسب: ما باید با توجه به بیزینس پلن یا بوم مدل کسب و کارمان اقدام به قصه سرایی و گفتن داستان کنیم. قصه ما باید به کسب و کار ما بخورد نه اینکه یک چیز غیر متناسب و پلشت بسازیم که هیچ ربطی به ما نداشته باشد.
  7. کش بیاد: ما باید بتوانیم آن قصه را هم در 10 ثانیه و هم در یک ساعت در موردش صحبت کنیم. در حقیقت در ابتدای قصه یا برای شبکه اجتماعی باید یک خلاصه حداکثر 10 ثانیه‌ای از آن بگوییم و یا شاید در  سایت و برای سئو داخلی و بهینه سازی موتور جستجو نیاز باشد هزاران کلمه آن را کش بدهیم.
  8. ساختار: در قصه سرایی برای آموزش بازاریابی محتوا باید ساختار قصه را رعایت کنیم، یعنی فراز و نشیب، شروع و پایان و مواردی مثل این در ساختار و پیکره آن رعایت شود.قانون جذب
  9. جذاب باشد: هر قصه‌ای ما را جذب نمیکند، شاید برای یک داستان خوب باید چندین ساعت فکر کنیم تا بتوانیم چیزی را پیدا کنیم تا افراد زیادی را با ما همراه کند و تاآخر کنار ما بمانند.
  10. لحن: انتخاب لحنی متناسب با بازار هدف و همان پرسونا خیلی میتواند در روند قصه و بازدهی بازاریابی محتوایی اثرگذار باشد. آیا بهتر است لحن محاورهای داشته باشیم یا لحن رسمی، یا حتی لحن دوستانه؟
  11. تن صدا: تغییر تن صدا در قسمت‌های مختلف داستان‌های صوتی و تصویری (ویدیویی) میتواند کمک زیادی در جذب و نگهداری مخاطب به ما بکند.
  12. زبان بدن: احتمالا میدانیم که درصد زیادی از پیام محتواهای ویدیویی از طریق زبان بدن مدرس یا فردی که جلوی دوربین است منتقل میشود. پس یکی از بخش‌های آموزش بازاریابی محتوا در اینجا یادگیری زبان بدن مناسب است.

 

داستان آموزش بازاریابی محتوا شاید به این 12 مورد ختم نشود و باید ریزه کاری های خیلی زیادی را مثل اتخاب رنگ، ساخت تصاویر مناسب، انتخاب فونت و… رعایت کنیم تا در نهایت بگوییم، اوکی حالا داستان ما قابل شنیدن است!

 

در روزهای آینده سعی میکنیم تک تک موارد بالا را با م بررسی کنیم تا با یک آموزش بازاریابی محتوا جامع و کامل بتوانیم در کنار هم پیشرفت کنیم و روز به روز نه تنها مخاطبان و مشتریان بیشتری جذب کنیم، بلکه فضای دیجیتال فارشی را تاجای ممکن جذاب نماییم و لول آن را هر کدام به نوبه خود و بر اساس حوزه‌ای که در آن فعالیت میکنیم، بهبود دهیم!

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *