آموزش برنامه ریزی به سبک ب م م!

آموزش برنامه ریزی

آموزش برنامه ریزی چرا ضروری است؟ چطور برای موفقیت و رسیدن به اهداف خود برنامه ریزی کنیم؟ آیا منظور از برنامه ریزی روزانه این است که بر روی یک کاغذ به صورت دقیق مشخص کنیم چه ساعتی چه کاری را انجام دهیم؟

در این آموزش از ب م م قصد داریم با هم به یکی از مهمترین (شاید مهمترین) آموزش‌های موفقیت و بهبود فردی یعنی آموزش برنامه ریزی بپردازیم که نه تنها منجر به موفقیت در شغل، مسیر کارآفرینی و استارت آپ ما میشود بلکه بر زندگی شخصی و بهبود عزت نفس و افزایش اعتماد به نفس ما به شدت اثرگذار است.

باید دقت کنیم که پیش نیاز و لازمه یادگیری و آموزش برنامه ریزی چیزی نیست جز مدیریت بزرگترین داشته ما یعنی مدیریت زمان. پس برای اینکه بتوانید از این آموزش بیشترین بهره را ببرید و واقعا تحولی در زندگی و میزان موفقیت خود به دست آورید، لازم است که همین الان آموزش مدیرت زمان را مشاهده کرده تا با تکنیک‌های فوق‌العاده مدیریت کردن زمان خود آشنا شوید و بتوانید به کارهای مهم خود طبق برنامه‌ای که میچینید، برسید!

 

 

 

برنامه ریزی

 

 

 

آموزش برنامه ریزی این نیست!

خیلی از مدرسینی که چهارتا کتاب درِپیت و دوزاری در مورد نحوه و آموزش برنامه ریزی خواندند فکر میکنند که حالا متخصص شده‌اند و همان تکنیک‌های مسخره و بدون کاربرد را بدون ذره‌ای تغییر، خلاقیت و تفکر بازگو میکنند. انگار که به جای مدرس طوطی سخنگو هستند!

اگر فکر میکنید میشود با کتاب‌هایی مثل کتاب‌های برایان تریسی میشود به جایی رسید و موفق شد، باید بگوییم که مشود چرا که نه! اما مطمئن باشید که جایی که میرسید احتمالا یا ترکستان است یا سه راهی سلفچگان!

حالا اگر بخواهیم شوخی را کنار بگذاریم و کمی جدی باشیم، باید بگوییم که آموزش برنامه ریزی بسیار حساس‌تر است از مطالب کوچه بازاری که هیچ توجهی به علم روانشناسی ندارد و برای همه یک نسخه ثابت میپیچد.

یک لحظه به جواب این سوال‌ها فکر کنیم:

  • آیا فردی که کمی فراموش کار است یا وسواس در انجام کارهای کوچک را دارد میتواند کارهای بزرگ و مهم را انجام دهد و کارهای کوچک و کم اهمیت‌تر را بگذارد برای آخر شب یا واگذار کند؟
  • آیا فردی که ADHD دارد (+) میتواند طبق برنامه مثلا در بخش‌های 90 دقیقه‌ای درس بخواند و ما بین آن 15 دقیقه استراحت کند تا برای آزمون کنکور خود را آماده کند؟
  • اگر طبق برنامه ریخته شده اوضاع پیش نرفت چه؟ یعنی مثلا مسیری که در برنامه روزانه ما قرار بود 20 دقیقه‌ای طی شود، به دلیل تصادف یک ساعت طول بکشد، تکلیف چیست؟
  • فردی که شکاک است چطور کارها را به دیگران واگذار کند؟
  • چطور انرژی خود را برای کار و فعالیت طبق برنامه حفظ کند؟
  • اگر از نظر روحی بی انرژی شد، چه کار کند؟

 

 

همانطور که میبینید با نوشتن کارها، واگذاری کارها، مرتب کردن کارها به ترتیب اولویت و مواردی مثل این با وجود موارد خیلی پیچیده زندگی انسان، نمیتوان آموزش برنامه ریزی را جلو برد و با این کتاب‌های “توسعه فردی” و اصطلاحا کوچه بازاری نمیتوان به نتجه مطلوب رسید.

متاسفانه خیلی از افرادی که هیچ دانش یا مطالعه‌ای در زمینه روانشناسی نداشته یا ندارند فکر میکنند هر چه که به ذهنشان رسید یا روی تعدادی از افراد جواب داد حتما برای همه مفید است و برای همه آن را تجویز میکنند.

 

از همه بدتر زمانی است که ما طبق این نظریات به ظاهر ارزشمند شروع به یادگیری و آموزش برنامه ریزی میکنیم ولی بعد از چند روز فعالیت میبینیم که اتفاقا به خیلی از کارهای خودمان نمیرسیم و در عوض فقط احساس عذاب وجدان میکنیم.

اینجاست که یا از اهداف خود دلسرد میشویم و یا حداقل به دلیل اینکه نتوانسته‌ایم از پس کارهایی که مدنظر داشته‌ایم بربیاییم، عزت نفس و احساس ارزشمندی در ما خدشه دار میشود و در نتیجه وارد چرخه احساس گناه – از زیر کاردر رفتن میشویم.

 

 

آموزش فن بیان

 

 

آموزش برنامه ریزی این است!

حالا که ادعا کردیم باید جواب پس بدهیم! نمیشود مثل منتقدان سینما فقط کوبید و نگفت دقیقا چی خوبه. حالا که گفتیم روش‌های کوچه بازاری جواب نیست باید با ارائه یک روش منحصر به فرد دهان بد خواهان را ببندیم.

خب همانطور که گفتیم لازمه پیاده سازی آموزش برنامه ریزی ب م م این است که شما آموزش هدف گذاری و مدیریت زمان را به خوبی یاد گرفته باشید. زیرا اول از همه باید اهدافی داشته باشید و بدانید چطور از زمان خود استفاده کنید تا بعد با یادگیری این آموزش بتوانید به موفقیت واقعی نزدیک شوید.

آموزش برنامه ریزی از نگاه ما این است:

رفع پارادوکس انتخاب کاری که باید در شرایط مختلف انجام دهید.

اگر به روانشناسی کمی آشنا باشید احتمالا اسم کتاب پارادوک انتخاب به گوشتان خورده است. ما با تخقیق و بررسی بر روی موارد مختلف فهمیدیم که مشکل اصلی افراد این نیست که کارهای مهم را نمیشناسند یا نمیدانند که اول باید کارهای مهم را انجام دهند. نه مشکل این نیست مشکل این است که در لحظه شروع فعالیت نمیدانند از کجا، چه کاری را شروع کنند؟

 

برای خرید کتاب پارادوکس انتخاب همین الان کلیک کنید: خرید سریع

 

به عنوان مثال یک کنکوری (فردی که کنوکر دارد) میداند که باید شیمی، فیزیک و ریاضی بخواند، حالا چالش اصلی او این است که اول چه درسی را بخواند؟ از کجا شروع به مطالعه کند؟ اگر مثلا قرار شد برود دندان پزشکی و 2 ساعت از زمانش را از دست داد، حالا چه درسی را بخواند و مواردی مثل این.

انتخاب برای ما سخت است!

بگذارید با یک مثال ساده چالش انتخاب و دلیل اهمیت و تاکید ما در آموزش برنامه ریزی را با هم مرور کنیم:

فرض کنید شما 1 فرصت دارید که زیباترین گل یک گلخانه را انتخاب کنید. این گلخانه 1000 مدل گل دارد؟ چه اتفاقی می‌افتد؟ احتمالا کمی مکس میکنید، شرایط را میسنجید، با خود فکر میکنید، مقایسه میکنید و در نهایت احتمالا کمی طول میکشد که انتخاب کنید و شاید وقتی انتخاب کردید بگویید یک لحظه وایسا، نه این یکی، این بهتره و… .

حالا این انتخاب برای یک چیز لذت بخشی است که نه مسولیتی به شما تحمیل میکند، نه سختی دارد و نه حتی در رسیدن به اهداف شما اثرگذار است. حالا تصور کنید برای انجام دادن کارها چه رنجی را باید متحمل شویم که انتخاب کنیم چه کاری را از کجا شروع کنیم!

 

در روزهای آینده کمی بیشتر در مورد آموزش برنامه ریزی و تکنیک‌های عملی آن با هم صحبت میکنیم ولی همچنان خوشحال میشویم که در کامنت‌ها با هم صحبت کنیم و از نظریات ارزشمند شما بهره‌مند شویم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *