هوش هیجانی چیست؟ آموزش هوش هیجانی به 3 دلیل!

هوش هیجانی

آموزش هوش هیجانی برای چه افرادی مناسب است؟ اصلا هوش هیجانی چیست و چه راه‌هایی برای افزایش آن یا افزایش EQ وجود دارد؟ چطور هوش عاطفی خود را ارتقا دهیم تا روابط بهتری بسازیم؟ چطور با کنترل کردن هیجانات منفی به موفقیت بیشتری در کسب و کار و زندگی شخصی برسیم؟ بهترین آزمون برای سنجش میزان هوش هیجانی یا EQ چیست؟

در این مقاله از ب‌م‌م میخواهیم به یکی از مهمترین و پر طرفدارترین چالش‌های این روزهای افراد جویای موفقیت یعنی هوش هیجانی بپردازیم. لازمه افزایش، ارتقا و بهبود EQ، داشتن احساس مثبت به خود است و اینکه به توانایی‌های خود باور داشته باشیم.

برای همین و برای دستیابی به موفقیت بیشتر در زمان کمتر یا هما مدیریت زمان به شما توصیه میکنیم آموزش عزت نفس (برای افزایش دوست داشتن خود و احساس رضایت درونی) و آموزش اعتماد به نفس (برای باور به توانایی خود) را همین الان مشاهده نماییید. همچنین برای اینکه با یکی از منفی‌ترین هیجان منفی یعنی خشم به درستی مقابله کنید، بعد از مطالعه این مقاله کنترل خشم را بررسی نمایید.

 

 

 

آموزش هوش هیجانی

 

 

 

 

آموزش هوش هیجانی چه فایده‌ای دارد؟

همیشه باید با چرا شروع کنیم تا بتوانیم در ادامه با اعتماد به نفس و بدون لغزش به کار و هدف خود ادامه دهیم و به موفقیت واقعی در زندگی خود برسیم! آموز هوش هیجانی هم از این مقوله جدا نیست!

اگر ما بخواهیم وقت، انرژی و حتی پول توی جیبمان را برای یادگیری و آموزش هوش هیجانی بگذاریم باید در ابتدا ببینیم که بعد از افزایش آن چه تاثیرات مثبتی در زندگی ما میگذارد یا از چه چیزهای منفی جلوگیری میکند؟

پس برای درک اهمیت و تاثیر آموزش هوش هیجانی به مثال‌های زیر توجه نمایید:

  • تا حالا پیش آمده که دست و پای خود را گم کنید و یک فرصت را از دست بدهید؟
  • آیا شده که در جمع فردی به شما خرف ناسزا یا بدی بزند ولی شما جوابی که لایقش هست را ندهید؟ (آموزش فن بیان هم میتواند کمک کند علاوه بر آموزش هوش هیجانی!)
  • آیا شنیده یا خوانده‌اید، که به خاطر یک تصادف شهری کوچک، فردی با قفل فرمان فرد دیگر را کشته است؟
  • آیا تا حالا شده که با خود فکر کنید چطور سخنرانان بدون ترس اجرا میکنند؟
  • آیا شده که فردی به شما بگوید چرا درکم نمیکنی؟
  • آیا شده که با خود بگویید چرا نمیتوانم منظورم را درست برسانم؟
  • تا حالا از خود پرسیده‌اید که افراد سر گروه یا افرادی که معمولا رهبر هستند (از سرگروه ورزش مدرسه تا رئیس اداره)، چه ویژگی دارند؟
  • آیا شده هر چه قدر آموزش فروش و آموزش فروش تلفنی ببینید باز هم نتوانید بفروشید؟
  • تا حالا فکر کرده‌اید که چرا بعضی‌ها انگار مهره مار دارند و همه را به خود جذب میکنند؟
  • آیا شده از خود بپرسید چرا هر چه آموزش در زمینه افزایش درآمد میبینم باز هم به موفقیت نمیرسم؟
  • تا حالا شده کاری برای کسی انجام دهید یا برای کسی هزینه‌ای کنید ولی بعد با خود بگویید، چرا این کار را کردم؟

 

مطمئنا اگر بخواهیم در زمینه اهمیت هوش هیجانی مثال بزنیم باید هزاران کلمه بنویسیم، خاطرات تلخ و شیرین را مرور کنیم تا به این نتیجه برسیم که موفق نمیشویم و به خوشبختی نمیرسیم مگر با افزایش EQ خود!

 

به طور کلی میتوانیم بگوییم آوزش هوش هیجانی از 3 نظر باعث پیشرفت، موفقیت و خوشبختی ما میشود:

  1. موفقیت در شغل و کسبوکار: چه کارمند باشیم و بخواهیم ارتقا بگیریم یا شغل دوم خود را راه بیاندازیم، چه شغل خانگی داریم و در حال کسب درآمد با گوشی هستیم و چه یک مدیر با هزار پرسونل هستیم، برای رسیدن به موفقیت کاری، افزایش درآمد، بهبود پرسونال برندینگ و… خود باید برای گرفتن حق خود از دیگران و از جامعه به یادگیری و آموزش هوش هیجانی بپردازیم.
  2. موفقیت در روابط: اگر بخواهیم با دیگران ارتباط سازنده برقرار کنیم، دیگران را مجاب کنیم از ما پیروی کنند و خواسته ما را انجام دهند، دیگران را درک کنیم و با آن‌ها هم دل شویم و آن‌ها را رهبری و مدیریت کنیم، یک راه بیشتر نداریم آن هم آموزش هوش هیجانی است.
  3. سلامت روحی: اگر بخواهیم از نظر روحی – روانی در برابر ناملایمات زندگی و بی مهری دیگران مقاوم‌تر شویم و عکس العمل مناسبی را بدون خودخوری و ملامت کردن خود انجام دهیم یک راه بیشتر پیش روی ما نیست آن هم آموزش هوش هیجانی!

 

 

در حقیقت دلایل یادگیری و آموزش هوش هیجانی بیشمار است و شاید به هیچ موفقیتی در هیچ زمینه‌ای نرسیم مگر با کنترل هیجانات، مدیریت و رهبری دیگران، همدلی با عزیزان و بهبود احساس درونی که همه و همه این موارد که فقط و فقط با یادگیری راه‌های افزایش هوش هیجانی!

 

 

هوش هیجانی

 

 

 

آموزش هوش هیجانی برای چه افرادی مناسب است؟

 

اگر بخواهیم در شغل خود موفق شویم باید هوش هیجانی را بشناسیم و آن را افزایش دهیم. فرقی نمیکند شغل ما تدریس باشد و بخواهیم با بهبود پرسونال برندینگ، روش تدریس گروهی و تدریس خلاق را پیش ببریم یا بخواهیم استارت آپ خودمان را راه بیاندازیم و در کارآفرنی پیشرفت کنیم؛ در هر حال برای موفقیت در کسب و کارمان باید EQ خود را افزایش دهیم!

 

داستان و حوزه اثرگذاری هوش هیجانی به موفقیت در کسب و کار محدود نمیشود و اگر بخواهیم رابطه خوبی با همسر، فرزند، پدر و مادر، خانواده، دوستان و همکاران داشته باشیم، باید بر روی هوش عاطفی خود کار کنیم و به صورت مدام آن را با راهکارهای این مقاله بهبود بدهیم.

 

ما در ب م م در کنار هم دیگر هستیم تا به موفقیت برسیم. پس فقط کافی است تا آخرش برای بهبود هوش هیجانی و رسیدن به موفقیت بیشتر در کنار هم بمانیم.

هوش هیجانی چیست؟

اگر در گوگل سرچ کنیم هوش هیجانی یا به انگلیسی emotional intelligence به تعاریفی میرسیم که در ادامه تک تک آن ها را بررسی میکنیم و میگوییم چرا این تعاریف برای ما حق مطلب را ادا نمیند و باید با تعریف خودمان که مخصوص ب م م است پیش برویم.

هوش هیجانی از دید سایت ویکی

دم دستی ترین و شاید آسان ترین منبع تعریف هوش هیجانی ویکی پدیا ( en.wikipedia.org ) است که تعریف آن با ساده سازی به صورت زیر است:

از نگاه ویکی پدیا هوش هیجانی ( EI ) برابر است با توانایی شناخت، استفاده، درک ( منظور شاید این است که چه تاثیری بر خلق و خوی ما میگذارد ) و مدیریت احساسات و یکی از بزرگترین نشانه های هوش هیجانی بالا در افراد این است که ( مثال ها در ویکی پدیا نیست و ما برای اینکه دیدگاه ویکی پدیا را کمی ساده سازی کنیم آورده ایم! ):

  1. میتوانند عواطف خود و دیگران را تشخیص بدهند: آیا این فرد من را دوست دارد یا از من خوشش نمی‌آید.
  2. بعد از تشخیص عواطف میتوانند از آن برای تغییر تفکر و رفتار دیگران و خود را تغییر دهند: حال که این فرد من را دوست ندارد چطور میتوانم کاری کنم که خواسته من را انجام دهد.
  3. احساسات مختلف خود و دیگران را به درستی تشخیص دهند و به هر کدام از آن ها لیبل مناسبی بزنند: آیا طرف مقابل به خاطر این کار از دست من واقعا خشمگین است یا برای گرفتن امتیاز بیشتر دارد فیلم بازی میکند و دروغ میگوید؟
  4. تنظیم و کنترل احساسات برای سازگاری بیشتر با محیط و جمعی که در آن قرار داریم: مثلا زمانی که کار اداری داریم و افراد زیادی جلوی ما هستند و کارمند اداره یک مقداری در عمل کند است بتوانیم خشم خود را کنترل کنیم و بدون غر زدن و یا خود خوری منتظر بمانیم تا کارمان راه بیافتد.

 

 

پس از نظر ویکی پدیا ( انگلیسی ) هوش هیجانی 4 معیار دارد که البته خود این سایت به این شکل تقسیم بندی نکرده و مثال نزده است.

 

اما به هر حال اگر کمی بخواهیم در تعریف ویکی پدیا ریز بین شویم احتمالا متوجه اشکالات زیر در این تعریف میشویم:

  • جایگاه و رابطه تفکر در برابر احساسات چیست؟
  • حالت بدنی ما چه تاثیری بر کنترل و مدیریت احساسات ما میگذارد؟
  • خاطرات ما جایگاهش در مدیریت احساسات چیست؟
  • آیا خاطرات میتوانند در یک لحظه منجر به کاهش یا افزایش هوش هیجانی شود؟
  • آیا هوش هیجانی یا مدیریت احساسات ما در برابر افراد مختلف یکسان است یا در برابر افراد مختلف این مقدار تغییر پیدا میکند؟
  • آیا کنترل افکار ما بر کنترل احساس و افزایش EQ ما تاثیر دارد یا خیر؟

احتمالا به لیست بالا بتوانیم موارد بسیار بیشتری را اضافه کنیم که متاسفانه ویکی پدیا نتوانسته آن را به خوبی پوشش بدهد. اما به هر حال برای خیلی از افراد که به دنبال یک تعریف دم دستی هستند، میتواند مفید باشد و کارشان را راه بیاندازد.

 

 

 

هوش عاطفی

 

 

 

تعریف هوش هیجانی دنیل گلمن

شاید اگر سایت ها و منابع داخلی و خارجی را زیر و رو کنیم ببینیم که همه و همه از یک نفر در زمینه هوش هیجانی چیست و راه‌های افزایش آن نام برده‌اند و آن فرد کسی نیست جز دنیل گلمن ( danielgoleman.info ).

دانیل لمن با نوشتن کتاب هوش هیجانی توانست افراد زیادی را با زبان بسیار ساده به این موضوع علاقه مند و جذب کند. تعریف آقای گلمن که در کتاب معروف او آمده، به صورت زیر است:

 

 

هوش هیجانی شامل چند توانایی به درد بخور مثل موارد زیر است ( باز هم در اینجا ما برای درک بهتر اولا تعریف را بخش بندی کردیم و دوما مثال‌هایی را برای هر بخش تعریف قرار داده‌ایم ):

  1. تنظیم هیجانات: هیجان از نگاه دنیل گلمن و در پیوست الف کتاب او به معنی هر نوع تشویش یا ناراحتی ذهن، احساس، شور و شوق و هر نوع حالت ذهنی شدید و تریک شده است.
  2. همدلی با دیگران: یعنی اگر فردی دچار چالش و ناراحتی شد بتوانیم آن را درک کنیم و اگر کمکی از دستمان بر آمد برای او انجام دهیم. دقت کنیم که گفته شده همدلی نه هم دردی (بعدا به طور مفصل در مورد تفاوت همدلی و همدردی با هم صحبت میکنیم. )
  3. انگیزه دادن به خود: یعنی در مسیر رسیدن به یک هدف خاص مثلا برگزاری وبینار یا آموزش فروش بتوانیم میل رسیدن به نتیجه را در خود تقویت کنیم.
  4. توانایی درست فکر کردن در زمان داشتن استرس: یعنی مثلا سر جلسه کنکور زمای که استرس زیادی به ما وارد میشود بتوانیم درست فکر کنیم و به سوال ها به درستی پاسخ بدهیم.
  5. به تأخیر انداختن خواسته‌ها: مثلا فرض کنید که شما میخواهید همسرتان را خوشحال کنید و 10 میلیون در حسابتان پول دارید و میدانید که تا 15 روز دیگر پولی به حساب شما واریز نمیشود، اگر شما در یک لحظه و بدون عاقبت اندیشی تصمیم بگیرید که مثلا یک تک پوش مارک لویی ویتون برای او بخرید، احتمالا به مشکل میخورید و در نتیجه میتوان گفت هوش هیجانی بالایی ندارید.
  6. پشتکار در شرایط دشوار: همه ما تا کنون شرایط و لحظات بدی را پشت سر گذاشته‌ایم، اما سوال اساسی این است که آیا به راه خودمان ادامه داده‌ایم یا خیر؟ اگر کسی به ما گفت بالای چشمت ابرو یا حتی واقعا حرف بدی به ما زد ما مدام خود خوری میکنیم که چرا جوابش را ندادم یا به کارمان میرسیم؟
  7. امیدواری: یعنی در طول تلاش برای رسیدن به اهداف و مقاصد خود آیا به آینده امیدوار میمانیم و امید به موفقیت داریم یا مدام آه و ناله و منفی بافی میکنیم؟
  8. کنترل رفتارهای تکانشی: منظور از رفتارهای تکانشی در این جا رفتارهای لحظه ای و بدون عاقبت اندیشی است. مثلا اگر کسی با بی‌احتیاطی به ماشین ما بخورد کرد آیا سریع میرویم سراغ قفل فرمان یا نه میتوانیم منتظر پلیس و رای قانون باشیم؟

به صورت خلاصه گلمن میگوید:

هوش هیجانی مجموعه‌ای از توانایی‌ها است که به ما در مسیر تشخیص، کنترل و تنظیم هیجانات خود و دیگران کمک میکند.

 

 

 

 

البته دنیل گلمن در کتاب جدیدتر خود یعنی کتاب Everyday Emotional Intelligence سعی کرده است که کمی بهتر و ساده‌تر در مورد هوش هیجانی و کاربرد آن صحبت کند که در اینجا آن را با هم بررسی میکنیم:

1. خودآگاهی یا آگاهی از خویشتن (Self-awareness)

منظور گلمن از خودآگاهی در کتاب این است که ( مثال ها ارج از کتاب هستند و ما خودمان برای درک بهتر آن را اضافه کرده‌ایم ):

  1. نقاط قوت و ضعف خود را بشناسیم: من در آموزش تبلیغات خوب هستم اما در آموزش رباضی مهندسی برای کنکور کارشناسی ارشد دارای ضعف هستم.
  2. بدانیم که انگیزه‌های ما برای این هدف و انجام کاری که داریم میکنیم چیست: قصدمان از مطالعه مقاله سئو آیا یادگیری است یا میخواهیم وقتما را تلف کنیم؟ آیا قصد داریم در طراحی سایت آموزشی خود آن را به کار ببریم یا میخواهیم با یادگیری و مطالعه آن، وارد این حوزه شویم؟
  3. ارزش‌های ما در زمینه‌ی کسب و کار و زندگی شخصی چیست: آیا خانواده برای ما اولویت دارد ییا موفقیت شغلی؟ آیا حاضر هستیم برای بهبود زندگی خود دیگران را فراموش کنیم و مواردی مثل این.
  4. رفتار و کارهای ما چه تأثیری بر روی دیگران میگذارد: مطلع باشیم که اگر در جمع به فردی گفتیم کی ازدواج میکنی، چرا بچه دار نمیشوی یا حقوقت چقدر است و مواردی مثل این فرد مقابل ناراحت میشود. همچنین هر حرف یا کار دیگری که میکنیم را بدانیم تاثیری در ذهن و روحیه مخاطب میگذارد.

پس در گام اول اینکه هوش هیجانی چیست از نگاه گلمن باید این 4 معیار را مشخص کنیم و ببینیم که دقیقا وضعیت ما برای هر کدام از این 4 مورد چگوونه است.

 

 

هوش هیجانی یا EQ

 

 

2. خودتنظیمی ( Self-regulation )

معیار یا بخش دوم هوش هیجانی دنیل گلمن خو تنظیمی است که منظور او از ایین اصطلاح عبارت است از این‌که:

  1. تکانه‌ها و انگیزه‌های لحظه‌ای و خلق و خوی خود را در وضعیتی که باب میل ما نیست و از نظر ما  مختل‌کننده و مزاحم  است را بشناسیم.
  2. عکس العمل خود را در برابر این تکانه‌‌ها و انگیزه‌ها کنترل کنیم یا حداقل جهت آن را تغییر دهیم.

مثلا اگر کسی در خیابان با ما چشم در چشم شد و نگاه سنگینش را از ما بر نداشت انگیزه‌های پنهان خودمان که ممکن است شامل درگیری و یا نگاه سنگین متقابل باشد را بشناسیم و بتوانیم آن را کنترل کنیم تا از بروز درگیری، اتفاقات ناگوار و تلف شدن وقت خود جلوگیری کنیم.

 

 

3. انگیزش (Motivation) و انگیزه به خود (Self-motivation)

در زمینه معیار انگیزه در هوش هیجانی منظور 2 بخش است:

  1. موفقیت هایی که کسب میکنیم انگیزه ما را برای تلاش کردن و رسیدن به هدف‌های بعدی افزایش دهد.
  2. بتوانیم در زمان بروز چالش در مسیر رسیدن به هدف های تعیین شده بتوانیم انگیزه خود را حفظ کنیم و به مسیر ادامه دهیم.

در اینجا باید دقت شود که منظور از انگیزه همان سوخت احساسی برای ادامه دادن به مسیر است. که در مورد آن باید به صورت مفصل با هم صحبت کنیم.

 

 

 

4. همدلی (Empathy)

منظور از همدلی در نگاه و کتاب دنیل عبارت است از:

  1. از وضعیت احساسی دیگران با خبر باشیم و بتوانیم بر اساس حالت چهره و رفتارها آن را درک کنیم.
  2. بتوانیم از چشم آن‌ها به قضایا، اتفاقات و حرف‌ها و رفتارهای دیگران نگاه کنیم.

همانطور که قبلا هم اشاره کردیم در تعریف هوش هیجانی چیست باید بین همدلی و همدردی تفاوت قائل باشیم و بدانیم که همدلی خوب است ولی همدردی بد!

 

5. مهارت اجتماعی (Social Skill)

آخرین بخش هوش عاطفی یا EQ از نگاه گلمن مهارت اجتماعی است که به صورت زیر تعریف شده است:

  1. با دیگران، رابطه‌ی صمیمی ایجاد کنیم.
  2. بتوانیم کاری کنیم دیگران بر اساس خواسته ما رفتار کنند.

پس باید دقت کنیم که رابطه صمیمی در کنار رفتار بر اساس خواسته ما معنی پیدا میکند و زمانی که مثلا فردی تمام دارایی و احساسات مثبت را خرج یک فردی میکند ولی نمیتواند کاری کند که طرف مقابل آن عشق و محبی که نیاز است را به او بدهد مطمئنا اینجا فرد دارای چالش در زمینه هوش هیجانی است!

 

 

گلمن معصوم نیست!

متاسفانه ما مثل خیلی از مدرسان و سایت‌ها از افراد و نظریاتشان ( حتی اگر همه بگویند این فرد متخصص‌ترین فرد این حوزه است ) بت نمیسازیم. پس از همین رو در زمینه هوش هیجانی نقدها و ابهامات زیر را به دنیل گلمن بزرگ وارد میکنیم:

  • آیا هوش هیجانی در شرایط روحی مختلف ثابت است یا متعیر: مثلا ممکن است فردی بتواند در تمامی موارد به جز یک مورد رفتار تکانشی خود را به تاخیر بیاندازد و آن یک مورد فوحش ناموس است. حال این شخص EQ بالایی دارد یا نه؟
  • آیا هوش هیجانی در شرایط  زمانی مختلف ثابت است یا متغیر: مثلا ممکن است فردی صبح ها بتواند پشتکار خو را حفظ کند اما شب ها این فرد دچار چالش شود، حالا بگوییم این فرد هوش عاطفی بالایی دارد یا نه؟
  • آیا هوش عاطفی در شرایط  فیزیولوژیکی مختلف ثابت است یا متغیر: مثلا فردی که دچار سرما خوردگی است و کمی کم حوصله است آیا EQ پایینی دارد؟ یا آیا برای خانم ها در زمان عادت ماهانه مقدار آن پایین می‌آید؟
  • معیار و سنجش امیدواری چیست: آیا اینکه بدون تفکر و از روی بی خردی به هر چیزی امیدوار باشیم و دعا کنیم که خدا پول دهد، خدا سلامتی دهد و… به معنی هوش هیجانی بالاست؟ چطور میتوانیم تشخیص دهیم که الان امیدواری ما به ما کمک میکند یا بلای جان و کسب و کار ما است؟
  • مرز همدلی با دیگران و به تاخیر انداختن خواسته ها کجاست: مثلا ما میدانیم که ظالمی ( دزدی ) دارد به مظلومی ظلم میکند، اما شخص ظالم تفنگ دارد و از نظر بدنی بسیار قوی تر از ما است، حال باید در این شرایط فرضی چه کار کنیم؟ اگر به تاخیر بیاندازیم که ظالم به مظلوم صدمه میزند و اگر اقدام کنیم که ممکن است خودمان دچار مشکل شویم؟

 

 

در عین اینکه گلمن خیلی به پیشرفت و گسترش این علم کمک کرده است و دارای مدارک معتبری مثل فارغ التحصیلی از هاروارد است، شاید اگر بخواهیم به چالش های تعریف هوش هیجانی از نگاه دنیل گلمن بپردازیم باید چندین هزار کلمه بنویسیم اما در اینجا سعی کردیم چند موردی که بیشتر به چشم میخورد و دارای چالش‌های بنیادین هست را با هم مرور کنیم.

 

اگر قصد دارید تعارف اساتید دیگری مثل بار-اُن، سالووی و مایر، برادبری و گریوز و در نهای بهترین تعریف که مخصوص محمد نیک بخت هست را مطالعه کنید و راه ها و رازهای افزایش هوش هیجانی را یاد بگیرید فقط کافی است در روزهای آینده به این مقاله سر بزنید تا از مطالب جدید شگفت زده شوید!

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *