پرسونال برندینگ | برندسازی شخصی

پرسونال برندینگ

پرسونال برندینگ چیست؟ چطور به یک برند شخصی تبدیل شویم؟ ریشه‌های اساسی personal branding چیست؟ چطور در حوزه کاری خود، به یک برند تبدیل شویم؟ پرسونال برندینگ چطور بر درآمد ما تاثیر میگذارد؟

در این آموزش میخواهیم با هم علاوه بر پاسخ به سوالات بالا ببینیم در راستای بهبود کسب‌وکار با هدف اصلی بازاریابی چطور از ابزار پرسونال برندینگ استفاده کنیم. اگر هنوز کسبو کار خود را ندارید و یا قصد راه‌اندازی یک کسب‌وکار جدید را دارید، به شما توصیه می‌کنیم در ابتدا مقاله شغل و در ادامه دو مقاله آموزش‌های کارآفرینی و استارت آپ را مطالعه نمایید.

پرسونال برندینگ چیست؟

زمانی که میخواهیم در مورد علوم انسانی و زیر شاخه‌های آن صحبت کنیم و تعاریفی را ارائه دهیم، در لحظه اول احتمالا با خود میگوییم کاری ندارد که بازاریابی این است، فروش آن است، پرسونال برندیگ چنان است، اصلا روانشناسی بهمان است. اما بعد از گذشت آن لحظه اول و زمانی که یک مقدار عمیق‌تر فکر می‌کنیم می‌بینیم که شاید به همین سادگی نتوانیم مفاهیم علوم انسانی را تعریف و یا حتی شرح دهیم!

اگر قبلا در گوگل به جستجوی برندسازی شخصی رفته باشید و تعاریف سایت‌های دیگر را مطالعه کرده باشید، احتمالا با یک سری جمله کلیشه‌ای مثل برند سازی تجاری، محصول و کسب‌وکارها این است و بعد از شروع اقتصاد فریلنسری و با پیدایش شبکه‌های اجتماعی مثل اینستاگرام مفهوم برندسازی شخصی شکل گرفت و اینروزها با توجه به اینکه مردم دوست دارند کالایی را بخرند که بنیان گذار آن را میشناسند، پس مفهوم پرسونال برندینگ داغ شده است.

متاسفانه یک مثال استیو جابز را هم گرفته‌اند دستشان و ول هم نمی‌کنند! گویی کل دنیای بازاریابی فقط یک مثال دارد آن هم استیو جابز و شرکتش اپل. میخواهند در مورد نوآوری بگویند اپل، در مورد استراتژی بگویند اپل و نوکیا، در مورد برندسازی اصلا مگر غیر از اپل محصول دیگری برند هست؟ خلاصه کل دانش ناقصشان همین هست و لاغیر!

آیا منظور ما این است که استیو جابز یک پرسونال برند یا برند شخصی نبوده؟ قطعا خیر! اتفاقا یکی از مثال‌های دنیای بازاریابی باید استیو جابز و اپل باشد ولی دنیا به این ختم نمیشود و مثال های بیشتر و بهتری متناسب با شرایط ایران باید پیدا و بررسی کرد. چرا؟ چون اگر شما بخواهید ساختارها را بشکنید و مثلا مثل آقای استیو جابز پلاک ماشین خود را بکنید و به خیابان بروید، احتمالا سر وقت نخواهید رسید!

انتخاب شغل_ب م م

پس با این مقدمه ضروری باید بپردازیم به اینکه واقعا، “پرسونال برندینگ چیست”؟ به رسم آموزش‌های ب م م ابتدا تعاریف مراجع برتر وب انگلیسی را بررسی میکنیم و آن‌ها را نقد می‌کنیم و در نهایت بهترین تعریف از نظر خودمان را با هم در میان می‌گذاریم:

برندسازی شخصی در ویکی

قطعا اولین مرجع دم دستی برای تعاری ویکی پدیا به آدرس en.wikipedia.org است:

برندسازی شخصی به تلاش آگاهانه و عمدی یک فرد برای تأثیرگذاری بر اذهان عمومی با هدف مرجع‌سازی در صنعت خود، ارتقای اعتبار، و متمایز ساختن خود از رقبا، پیشرفت شغلی و گسترش دایره نفوذ بر مخاطبان و در نهایت اثرگذاری بیشتر، گفته می‌شود.

فرآیند پرسونال برندینگ شامل یافتن ویژگی (ویژگی‌های) منحصربه‌فرد خود، تلاش برای ایجاد شهرت بر روی ویژگی‌های شخصیتی که می‌خواهید با آن‌ها شناخته شوید، اجازه دادن برای شناخته شدن با یک سری ویژگی‌هایی شخصیتی است که شما به شناخته سپس به خود اجازه می‌دهید که به خاطر آنها شناخته شوید و در نهایت، هدف ساختن فردی در ذهن مخاطب است که پیامی را با آن ویژگی‌های گفته شده منتقل کند و بتواند منجر به درآمدزایی بشود.

شاید در نگاه اول با خود بگویید این یک تعریف کامل است؛ اما دست نگه دارید، این تعریف کامل نیست زیرا:

  • لزوما فرایند برندسازی شخصی یک تلاش آگاهانه نیست: خیلی از افرادی که در صنعت خود یک پرسونال برند هستند، برای آن تلاش آگاهانه‌ای نکرده‌اند. فقط هدفی پاک داشته آن را دنبال کردند و در نهایت علاوه بر شهرت زیاد به یک برند شخصی تبدیل شده‌اند. مثلا آیا تختی تلاش آگاهانه کرده است؟ آیا دکتر شاهیده پور (یکی از برترین اساتید برق) یا مریم میرزاخانی (scholar.google.com) تلاش عمدی انجام داده اند؟
  • لزوما پرسونال برندینگ منجر به افزایش درآمد نمی‌شود: درست است که در اکثر موارد میتواند به افزایش درآمد و یا درآمد زایی ما کمک کند، ولی این را هم باید در نظر گرفت که مردم و رسانه‌ها این افراد را زیر ذره‌بین قرار می‌دهند و معمولا با کوچکترین اشتباهی (هر چند سهوی) آن فرد را بدون در نظر گرفتن تخصص، گذشته و… به شدت میکوبند.
  • ویژگی‌های شخصیتی دست ما نیست: در تعریف بالا ویژگی‌های شخصیتی یا توسط خود ما انتخاب و بولد میشوند، یا اجازه میدهیم افراد به ما آن ویژگی‌ها را نسبت دهند. اما در دنیای واقعی ما نه توان این کار راداریم نه این کار به صرفه است و حتی در تناقض با اصول بازاریابی یعنی USP است. میخواهید مردم شما را یک پرسونال برند بشناسند با مجموعه‌ای از ویژگی‌های جذاب؟ به شما تبریک می‌گویم احتمالا شما به هبچ چیز معشهور نمیشوید.

از این 3 مورد اساسی که بگذریم، این تعریف در حد یک تعریف است یعنی خب که چی؟ من میخواهم فرایند پرسونال برندینگ را انجام دهم این تعریف چه کمکی میکند؟

طراحی شعار برند

پرسونال برندینگ از نگاه اینفولوئنسر مارکتینگ

اگر به دنیای تبلیغات و به خصوص اینفولوئنسر مارکتینگ علاقه مند باشید احتمالا اسم سایت influencermarketinghub.com برای شما آشنا است. تعریف این سایت از پرسونال برندینگ به صورت زیر است:

پرسونال برندینگ همان نحوه تبلیغ خودتان است که منظور از خود در اینجا، ترکیبی منحصر به فرد از شخصیت، مهارت‌ها و تجربه‌های شما بوده و می‌خواهید دنیا شما را با آن‌ها ببیند. برندسازی شخصی در حقیقت بیان داستان شماست که چگونه رفتار میکنید، چگونه از کلمات استفاده می‌کنید و در نهایت ناگفته‌ها و نگرش شما را منعکس می‌کند.

افراد مختلف از پرسونال برندینگ برای متمایز کردن خود از سایر افراد استفاده می کنند. اگر این موضوع به خوبی انجام شود، می‌توانید برندسازی شخصی خود را به گونه ای با کسب و کار خود پیوند دهید که هیچ برندسازی شرکتی نمی تواند با آن رقابت کند.

همانطور که گفتیم سایت اینفولوئنسرمارکتینگ دیدگاهی تبلیغاتی بدارد و از این رو اولین چیزی که در تعریف بالا به چشم میخورد این است که برندسازی شخصی، یک فعالیت تبلیغاتی است. به این تعریف هم میتوان نقدهای جدی گرفت:

  • پرسونال برندینگ لزوما با تبلیغ همراه نیست: همانطور که قبلا گفتیم لزوما حتی در بعضی از نمونه‌های خیلی موفق آگاهانه هم نیست چه برسد به آنکه با استراتژی و تفکر تبلیغاتی همراه باشد.
  • شخصیت، مهارت و تجربه همه چیز در مسیر برندسازی شخصی نیست: ممکن است مواردی باشد که حتی فکرش را هم نمیتوان کرد ولی در فرایند پرسونال برند شدن یک شخص بیشترین تاثیر را داشته باشد. مثلا یک ورزشکار به یک رویداد اجتماعی یا طبیعی بک واکنشی نشان میدهد و در یک لحظه بدون توجه به تحصص، تجربه، شخصیت و گذشته او یا منفورترین فرد در ذهن مخاطبان میشود یا محبوب‌ترین!
  • دنیا شما را نمیبیند: بزرگترین اشتباه این است که بخواهیم در فرایند برندسازی و به خصوص در برندسازی شخصی همه چیز برای همه کس بشویم! در تعریف بالا کلمه دنیا بزرگترین اشتباهی است که حتی از فردی که با الفبای مارتینک آشنا است میداند که کاملا اشتباه است.
  • برندسازی شخصی داستان نیست: چقدر باید یک نویسنده حقیر باشد که جمله ای را از کتاب (هر برند یک قصه است) بردارد و آن را به صورت خام استفاده کند. برند شخصی شما داستان زندگی شما نیست! بلکه در بهترین حالت بخشی از یگ کل بزرگ است که یا شما تصمیم میگیرید مخاطب آن را بفهمد یا مخاطب خودش متوجه آن میشود. از طرفی داشتان ها مهم نیستند چیزی که مهم است درک مردم از آن داستان است. مثلا به این دو جمله دقت کنید ایلان ماسک در یک کشور آفریقایی به دنیا آمد، به مشروبات الکلی معتاد شد، در نهایت تحصیل را رها کرد. حالا در جمله قبلی به جای ایلان ماسک بگذارید کریم عبدالساجد (اسم فرضی) نتیجه را در کامنت‌ها با ما به اشتراک بگذارید.
  • مرز خوب بودن معلوم نیست: در پاراگراف دوم گفته شده است که پرسونال برندینگ در صورت خوب بودن میتواند به کمک برند شرکتی یا تجاری بیاید. خیلی هم خوب مرز خوب بودن کجاست؟ معیار و سنجش آن چیست؟

پس این تعریف هم شاید زیاد دقیق نباشد و نتوان به آن بسنده کرد.

طراحی لوگو

پرسونال برندینگ از نگاه ب‌م‌م

پرسونال برندینگ یا برندسازی شخصی یعنی سعی کنیم به صورتی به نظر برسیم که مخاطبین انتخابی ما در صورت فکر، تصور و گفتگو کردن در مورد حوزه فعالیت و یا رقبای ما، ما را با یک ویژگی خاص و مفید و مجموعه‌ای از ویژگی‌های مثبت و منفی انتخابی به یاد آورند.

خب این تعریف یکم نیاز به شکافتن و بررسی جزئی دارد برای همین به بخش تقسیم میکنیم و در مورد هر بخش، کمی با هم صحبت می‌کنیم:

  1. پرسونال برندینگ از جنس تلاش است: در اول تعریف گفتیم برندسازی شخصی یعنی سعی کنیم. حقیقت این است که در دنیای بازاریابی فقط میتوان سعی کرد، یعنی شما از هر نظر بهترین باشید، بیشترین بودجه تبلیغاتی را خرج کنید، افراد محبوب و مشهور زیادی شما را به صورت واقعی و خود جوش تایید کنند، باز هم ممکن است نتیجهای که انتظار دارید را نگیرید. البته برعکس آن هم در دنیا و ایران کم ندیده‌ایم!
  2. مخاطبین انتخابی ما: انقدر در موارد مختلف سایت ب م م در مورد اهمیت پرسونا و انتخاب مخاطب تاکید کرده است که گفتن هر چیز اضافه‌ای در این مورد تکرار مکررات است ولی به صورت خیلی خلاصه ما باید بنا به ویژگی‌های شخصیتی، چالش ها و فرصت های خود یک گروه از آدم ها را انتخاب و خودمان و محصولاتمان را به آن ها عرضه کنیم.
  3. فکر، تصور و گفتوگو: خیلی مهم است تلاشی که در راستای ساخت و بهبود پرسونال برندینگ میکنیم منجر به آن شود که وقتی افراد در مورد حوزه ما فکر میکنند به یاد ما بیافتند و این اعتماد را داشته باشند که اسم ما را بر زبان بیاورند. برای اینکه بی احترامی به فردی در ایران نشود بیایید مثالی خارجی بزنیم. فرض کنید شما در یکی از شهرهای آمریکا که میدانیم اکثریت آن‌ها طرفدار دموکرات‌ها هستند (مثل اهالی تگزاس) بخواهید از دونالد ترامپ به عنوان یک سیاست مدار موفق نام ببرید! فکر میکنید چه میشود؟ احتمالا افرادی که در جمع حضور دارند اگر خیلی بخواهند به شما احترام بگذارند نهایتا شما را ترد کنند و در مهمانی‌های بعدی شما را دعوت نکنند و در صورتی که در یک جمع غیر آشنا از ترامپ دفاع کنید، احتمالا خونتان گردن خودتان است!
  4. پرسونال برندینگ در مقایسه با رقبا تعریف میشود: یعنی اگر الان بخواهیم یک نفر را در حوزه تکنولوژی، روانشناسی و… به عنوان پرسونال برند معرفی کنیم، نگاه میکنیم ببینیم در آن حوزه خاص چه افرادی هستند حالا از بین آن افراد فعال در حوزه مورد بررسی یک یا چند نفر را انتخاب میکنیم. پس برندسازی شخصی و میزان موفقیت در ساخت و بهبود آن وابسته است به رقبا و حوزه فعالیت ما.
  5. ویژگی خاص و مفید: در  این تعریف منظور از ویژگی خاص و مفید، ویژگی است که اولا از دید مخاطب ما مفید است (دقت کنید از دید مخاطبی که انتخاب میکنیم، نه مردم جهان، نه حتی خود شما!) مثل خلاقیت یا نوآوری، لوکس بودن و… و دوما یا فقط ما آن را داریم یا ما آن را بهتر و بیشتر از نظر مخاطب میتوانیم ارائه دهیم و یا میتوانیم با تبلیغات این طور به مخاطب القا کنیم که ما در آن ویژگی بهترین هستیم.
  6. یکسری ویژگی مثبت: دقت کنید درست است که شما باید به یک ویژگی مفید خاص مشهور باشید اما دلیل نمیشود که ویژگی‌های مثبت رقبا و یا کلا ویژگی‌های شخصیتی که از نظر مخاطب مهم هست را دور بیاندازید. مثلا اینکه شما در یک زمینه خاص با سابقه‌ترین فرد و یا حتی بنیان گذار باشید و مخاطبان شما افراد سنتی باشند که این ویژگی برایشان بالاترین اهمیت را دارد دلیل نمی‌شود که مثلا در مورد کیفیت کار تحویلی کوتاهی کنید یا در جمع‌ها بخواهید نگاه از بالا به پایینی داشته باشید و…
  7. یکسری ویژگی منفی: دقت کنید دنیای کامل بودن دنیای سردی است که هیچ کس با آن ارتباط برقرار نمیکند. در گذشته و حتی اکنون مدرسان بیسواد و کتاب‌های به درد نخور اصلا در مورد اینکه ویژگی‌های منفی را انتخاب و به گوش مخاطب برسانید نمیگویند. منظور از ویژگی منفی ویژگی‌های خاکستری (به کسی ضضرری نمزند ولی کمی کنفی است) است که به کیفیت محصول، خدمات و کار شما مربوط نیست بلکه ویژگی است که شما را در ذهن مخاطب انسان میکند! مثلا اینکه یک فوتبالیست میگوید متاسفانه من اهل کتاب نیستم یا مثلا مهران مدیری از اعتیادش به سیگار میگوید. شاید سختترین بخش پرسونال برندینگ همین اتخاب ویژگی‌های خاکستری باشد!

این مطلب درآینده کامل میشود ولی تا آن زمان اگر سوالی در مورد برندسازی شخصی دارید خوشحال میشویم با هم در موردش صحبت کنیم:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *